مکالمه با راب شوارتز

مارس 1، 2018 | مصاحبه های اختصاصی ملی

راب شوارتز یک هیپنوتیزم کننده است که برای کمک به افراد در بهبود و درک برنامه زندگی خود ، جلسات هدایت معنوی ، مراجعات با یک رجوع معشوق عزیز ، رجعت های روح زندگی گذشته و رگرسیون های بین زندگی را ارائه می دهد. کتاب های او برنامه روح تو و هدیه روح تو ، برنامه ریزی قبل از تولد بسیاری از چالش های مشترک زندگی مانند بیماری های جسمی و روحی ، روابط دشوار ، مشکلات مالی ، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و مرگ یکی از عزیزان را بررسی می کند. کتاب های او به 24 زبان ترجمه شده است. او در سطح بین المللی تدریس می کند ، از جمله مکانهایی مانند سازمان ملل.

مجله زندگی متفکر: چگونه کتاب های خود را نوشتید؟

رابر شوارتز: من یک مشاور ارتباطات بازاریابی بودم و کارهای مختلف نوشتن در شرکتها را انجام می دادم که عمیقا آنها را برآورده نمی کردم و این مفهوم متمایز را داشتم که هدف خاصی برای زندگی من وجود دارد. اما من نمی دانستم که این چیست و حتی مطمئن نبودم که چگونه آن را کشف کنم. بنابراین من چند مشاوره شغلی انجام دادم. من موجودی میرز-بریگز را گرفتم. من نزد خانواده و دوستانم رفتم و گفتم ، "من واقعاً از انجام این کار شرکتی بسیار ناراضی هستم. احساس می کنم خواستگاری دیگری برای من فراخوانده شده است اما نمی دانم چیست. به نظر شما من باید با زندگی ام چه کار کنم؟ " نیمی از افرادی که با آنها صحبت کردم فقط شانه های خود را بالا انداختند و نیمی دیگر به من توصیه کردند آنچه را که آنها انجام می دادند انجام دهم. بنابراین من شروع به فکر کردن در خارج از چارچوب کردم و این ایده به من رسید: برو یک رسانه روانی را ببین. من قبلا هرگز چنین کاری نکرده بودم. حتی مطمئن نبودم که به میانجیگری اعتقاد دارم یا نه. اما من در 7 مه 2003 رفتم و آن تاریخ را به یاد می آورم زیرا در آن روز بود که زندگی من تغییر کرد.

این رسانه من را با مفهوم راهنمای روح آشنا کرد - موجودات غیر فیزیکی بسیار تکامل یافته ای که ما قبل از ورود به بدن زندگی خود را با آنها برنامه ریزی می کنیم و پس از حضور در اینجا ما را به زندگی خود هدایت می کنند. از طریق این رسانه خاص من توانستم با راهنماهای خود صحبت کنم. آنها در آن جلسه چیزهای شگفت انگیز زیادی به من گفتند ، یکی از آنها این بود که من قبل از تولد زندگی ام را برنامه ریزی کردم ، از جمله بزرگترین چالش هایم. بدون اینکه من به آنها بگویم ، آنها می دانستند که چالش های عمده زندگی من چه بوده است و آنها می توانستند توضیح دهند که چرا من قبل از تولد آن تجربه ها را برنامه ریزی کرده بودم. هفته ها بعد از جلسه به طور مداوم به این دیدگاه فکر می کردم. این به من اجازه داد برای اولین بار هدف عمیق ترین چالشهایم را ببینم. و این بسیار شفابخش بود. من فهمیدم که بر روی مفهومی قرار گرفته ام که نوعی بهبودی مشابه را برای افراد دیگر به ارمغان می آورد ، و این انگیزه ای برای ترک بخش شرکتی و شروع مسیر نوشتن برنامه روح شما بود.

CLJ: چرا این چالش های زندگی را برنامه ریزی می کنیم؟

RS: پنج دلیل اصلی وجود دارد. یکی آزاد کردن و تعادل کارما است. متعادل کردن کارما به این معناست که شما قبل از تولد انتخاب می کنید تا تجربه ای را تجربه کنید که با انرژی یک تجربه قبلی را تکمیل یا خنثی کند. آزاد کردن کارما به معنای بهبودی گرایش اساسی است که باعث ایجاد کارما می شود.

دلیل دوم بهبودی است. در طرح روح شما ، یک زن جوان آفریقایی-آمریکایی قصد دارد کاملا ناشنوا متولد شود. در زندگی قبلی قبل از مادر فعلی او همان مادری را داشت که در این زندگی داشته است و هنگامی که در آن زندگی قبلی دختر کوچک بود ، صدای شلیک گلوله مادرش را شنید. او چنان آسیب دیده بود که زندگی خود را در آن زندگی قبلی از دست داد و با انرژی ضربه ای که هنوز بهبود نیافته بود به روح بازگشت. در جلسه برنامه ریزی قبل از تولد ، راهنمای روحانی وی گفت: "عزیزم ، آیا شما ترجیح می دهید ناشنوا متولد شوید تا دوباره ضربه دیگری برای شما اتفاق نیفتد و بتوانید بهبودی خود را از زندگی قبلی خود به پایان برسانید؟" و او پاسخ داد ، "بله ، همان کاری است که من آرزو می کنم انجام دهم."

دلیل سوم ، که در هر برنامه قبل از تولد که نگاه کردم درست است ، خدمات به دیگران است.

چهارمین دلیل برای برنامه ریزی چالش های زندگی تقابل است. قلمرو غیر فیزیکی که از آن ناشی می شویم قلمرو عشق بزرگ و نور و صلح و شادی است. روح از انرژی عشق بی قید و شرط ساخته شده است. بنابراین اگر در این قلمرو عشق بی قید و شرط هستیم و از عشق بی قید و شرط ساخته شده ایم ، این بدان معناست که روح هیچ تضادی با خودش تجربه نمی کند. روح به طور كامل كيست و چه كسي را درك نمي كند. بنابراین ما برای تجربه چیزی که شما می توانید آن را "غیر عشق" بنویسید وارد بدن می شویم تا وقتی در پایان زندگی جسمی به خانه می رویم ، عمیقاً درک کنیم که ما واقعاً به عنوان موجوداتی که از انرژی عشق بی قید و شرط.

دلیل پنجم، تصحیح اعتقادات دروغین یا احساسات غلط است. تقریبا همه ما حداقل یک زندگی گذشته داشته ایم، اگر نه چندان، که در آن چیزهای خاصی باعث می شود که ما یک باور غلط و یا احساس غلطی در مورد خودمان پیدا کنیم. دو شایع ترین احساس ناخوشایندی دارند یا شاید حتی بی ارزش و احساس بیثباتی. روح خودش را می داند که بی نهایت ارزشمند و بی نهایت قدرتمند است. بنابراین اگر بخشی از شخصیت ما یک اعتقاد دروغی را در بر میگیرد، به نفس آن را متضاد میبیند و روح میخواهد آن را پاک کند یا آن را درمان کند. چالش های خاصی به منظور ایجاد احساس غلط و باور نادرست به آگاهی آگاهانه برنامه ریزی شده است. پس از رسیدن به سطح آگاهی آگاهانه، می توانیم در مورد بهبودی آن تصمیم گیری کنیم.

CLJ: چگونه جزئیات و برنامه ریزی اتفاق می افتد؟

RS: یکی از رسانه های ارائه شده در کتابهای من گزارش می دهد که وقتی او به یک جلسه برنامه ریزی قبل از تولد می رود ، روح چیزی را به او نشان می دهد که به نظر می رسد یک نمودار جریان فوق العاده گسترده و مفصل باشد ، مجموعه ای از نکات تصمیم گیری. اگر A را انجام دهید ، X اتفاق می افتد. اگر B را انجام دهید ، Y اتفاق می افتد. نمودار جریان بسیار عظیم است که فراتر از درک انسان است ، اما فراتر از درک روح نیست. این نمودار جریان روح است و با در نظر گرفتن تصمیمات ارادی که شخصیت ممکن است اتخاذ کند. به همین دلیل تعداد تصمیم گیری تقریباً بی نهایت دارید. این همان نحوه یادگیری و شفابخشی واقعی است و شما مجال زیادی برای پیمودن مسیرهای مختلف در این طرح کلی دارید.

تقریباً همه کسانی که برای یک جلسه خصوصی می آیند علاقه مند به بازگشت بین روح بین زندگی هستند. در طول جلسه فرد به زندگی گذشته می پردازد ، معمولاً یک زندگی که تأثیر زیادی در برنامه زندگی فعلی داشته است. آنها در پایان زندگی گذشته بدن را ترک می کنند و بخشی از هوشیاری آنها به خانه غیر فیزیکی ما برمی گردد. آنها معمولاً توسط یک راهنما مورد استقبال قرار می گیرند و به طور خلاصه با راهنما صحبت می کنند که چرا به آنها نشان داده شده است زندگی گذشته و چگونه بر برنامه زندگی فعلی آنها تأثیر گذاشته است. سپس از راهنما می خواهیم که آنها را تا شورای بزرگان اسکورت کند. این شورا متشکل از موجوداتی بسیار خردمند ، دوست داشتنی و بسیار تکامل یافته است که بر تجسم روی زمین نظارت می کنند. آنها برنامه زندگی مشتری را می دانند. آنها می دانند مشتری از نظر تحقق برنامه زندگی خود چقدر خوب عمل می کند. و آنها پیشنهاداتی دارند که چگونه می توانند برنامه زندگی را بهتر انجام دهند.

ما در حال یادگیری نحوه دادن و دریافت عشق بدون قید و شرط بیشتر هستیم. و هر دو به یک اندازه مهم هستند. این فقط مسئله عشق ورزیدن نیست. همچنین این مسئله دریافت عشق از دیگران است.

CLJ: آیا چیزهایی وجود دارد که به طور خاص تنظیم شده اند؟ برای مثال والدین ما را انتخاب می کنیم؟

RS: بله ، والدین مثال بسیار خوبی هستند و این شامل والدین خوانده نیز می شود. چیز دیگر می تواند بیماری جسمی یا نقصی باشد که شما با آن متولد شده اید و توسط علوم پزشکی قابل درمان نیست. شما می دانید که قبل از اینکه شما به بدن می آیند. بیشتر برنامه ریزی ها انعطاف پذیر است. فقط این نیست که یک طرح A وجود دارد. همچنین یک طرح B ، C ، D ، E ، F ، G ، و غیره وجود دارد.

CLJ: آیا موضوعات مشترک وجود دارد که ما انسانها برای چالش هایمان مانند بیماری و طلاق و خودکشی انتخاب می کنیم؟

RS: یک برنامه معمول قبل از تولد نشان می دهد که سطح هوشیاری در طی چند سال به آرامی افزایش می یابد ، سپس ناگهان افزایش می یابد ، و در نقطه عطف که در آن جهش می یابد برنامه ریزی قبل از تولد یک چالش زندگی است. با توجه به وضعیت تکامل کنونی بشریت ، برخی از چالش ها بسیار بیشتر از بقیه انتخاب می شوند زیرا در بیداری شخصیت م effectiveثر هستند. یکی از آنها بیماری جسمی ، اغلب سرطان است. مورد دیگر تصادف است که در واقع تصادف نیست. سومین موردی که بسیار رایج است مرگ یکی از عزیزان است. بهبود و بیدار کردن بسیار یک فرآیند است ، مانند لایه برداری لایه های پیاز. اتفاقی می افتد و مردم به آنچه فکر می کنند آگاهانه است به آن پاسخ می دهند و به نظر می رسد زندگی سخت تر می شود و این بدان معنی است که آنها به لایه عمیق تری از پیاز می روند.

خودکشی به عنوان یک قطعیت بلکه به عنوان یک احتمال ، یا بعضاً یک احتمال ، یا بعضاً یک احتمال به قدری زیاد که تقریباً یقین است ، برنامه ریزی نشده است. در مورد انواع مختلف چالش های مختلف زندگی می توانید یک حرف را بزنید. برنامه ریزی شده به این معنی نیست که در سنگ قرار گرفته باشد. یعنی ممکن است یا محتمل یا بسیار محتمل. سرانجام ، وقتی بشریت به سطح هوشیاری بالاتری برسد ، دیگر نیازی به آن نوع چالش های بسیار سخت نخواهد بود ، و سپس مردم چالش های بسیار دشوارتری را برنامه ریزی می کنند یا حتی ممکن است به جای درد به یادگیری بیشتر از طریق عشق و شادی روی بیاورند.

CLJ: آیا ما آگاهی خود را به صورت جمع آوری می کنیم؟

RS: این درک من است و من معتقدم بودا گفته است شما می توانید هر آنچه را که می خواهید از طریق عشق و شادی یاد بگیرید ، یاد بگیرید. لزوماً نباید از طریق درد و رنج انجام شود ، اما درد و رنج راهی بسیار م effectiveثر برای یادگیری است. این بسیار انگیزه آور است و من فکر می کنم آنچه در هواپیمای زمین اتفاق می افتد این است که مردم قلبشان را شکسته اند تا موجودات دوست داشتنی تری شوند و ماهیت واقعی آنها را به یاد آورند.

CLJ: آیا شما در مورد شجاعت صحبت می کنید که به نظر انسان نیاز دارد؟

RS: زمین سخت ترین مکان برای تجسم نیست ، اما یکی از سخت ترین مکان هاست ، بنابراین همه موجودات مایل به تجسم در زمین نیستند. کسانی که به اینجا می آیند در سراسر جهان به عنوان شجاع ترین موجودات شناخته می شوند. پس از تجسم در زمین ، این بخشی از امضای انرژی شما می شود - ارتعاش بی نظیر شما که از ترکیبی از رنگ و صدا تشکیل شده است. وقتی در زمین تجسم شدید ، رنگ و صدا تغییر می کند ، ارتعاش تغییر می کند. بنابراین بعد از اینکه کسی در اینجا بود و به قلمرو غیر فیزیکی بازگشت ، موجودات دیگر می توانند از طریق امضای انرژی خود ببینند که در زمین تجسم کرده اند و پاسخ آنها چیزی شبیه این است: "شما روی زمین تجسم داشتید؟ اوه! " آنها بسیار تحت تأثیر قرار گرفته و احترام می گذارند زیرا درک شده است که حضور در اینجا چقدر دشوار است و فقط شجاع ترین موجودات برای تجسم در اینجا تصمیم می گیرند.

CLJ: آیا می توانید به ما بگویید که فصل مربوط به حیوانات خانگی چیست؟

RS: این به سادگی از خواسته خودم بود که بدانم حیوانات خانگی بخشی از روند برنامه ریزی قبل از تولد هستند. من به طور شهودی احساس می کردم که آنها احتمالاً وجود دارند ، اما وقتی واقعاً در مورد آن تحقیق کردم و از روحیه تأیید گرفتم ، آن لحظه بسیار قدرتمندی بود. یک داستان تأثیرگذار درباره زنی وجود دارد که قصد داشت در این زندگی کوتوله شود. راهنماهای وی به او گفته اند که این کار برای او دشوار خواهد بود و وقتی کودک خردسال باشد در مدرسه مورد استهزا و تحقیر قرار می گیرد. او فهمیده است که برای پشت سر گذاشتن این مسئله به حمایت عاطفی زیادی احتیاج دارد ، بنابراین با تعدادی از حیوانات خانگی مختلف - سگ ، گربه ، اسب ، حتی خروسی به نام Croced Beak - در برنامه برنامه ریزی قبل از تولد خود برنامه ریزی می کند و آنها با او صحبت می کنند که چگونه عشق بی قید و شرطی را که نمی تواند از افراد دیگر بدست آورد ، تأمین کنند.

این را بارها و بارها در جلسات برنامه ریزی قبل از تولد افراد دیده ام. هر چالشی که راه اندازی شود ، آنها همچنین پشتیبانی هایی را که برای مقابله با چالش ها مورد نیاز هستند ، ایجاد می کنند.

CLJ: آیا پیام نهایی برای خوانندگان ما وجود دارد؟

RS: به یاد داشته باشید که شما واقعاً کی هستید. من اغلب توصیه می کنم که به آینه بروید ، به چشمان خود نگاه کنید و به خود یادآوری کنید که واقعاً چه کسی هستید. با خود بگویید ، "من یک روح مقدس ، جاوید ، شجاع هستم. من روح شجاعی هستم که قلمرو عشق و نور و صلح و شادی را ترک کردم و به اینجا آمدم تا چالشهای بزرگی را تجربه کنم تا بتوانم کارما را آزاد و متعادل کنم ، بهبودی پیدا کنم ، در خدمت دیگران باشم ، کنتراست را تجربه کنم و احساسات دروغین را اصلاح کنم خودم."

تک تک افرادی که اینجا هستند یک روح ابدی گسترده ، چند بعدی ، ابدی ، برای ورود به بدن بسیار شجاع و برای اجرای برنامه قبل از تولد پس از حضور در بدنشان بسیار شجاع هستند. و من دوست دارم همه با نوعی احترامی که ذاتاً سزاوار آن هستند با خود رفتار کنند. زیرا آنها واقعاً و واقعی آن ها هستند.